یاس پر احساس
شعر یاسمین
آن شب که از پیش شما رفتم با واژه های بی صدا رفتم از خاکدان تیره دل کندم تا آسمان پیش خدا رفتم دیگر مپرس از من کجا رفتم ... راه ها بسته شده دعام کنید . منم دعا میکنم الهی به هر چی که تو دلتون هست برسین تولدم مبارک؟!!! ۲۳ سال دیگر ندارم(۲۳سال و دیگه ندارم) این تولدا گیر دادن ها میبینی جه زود زود میان بی خیال نمیزارن آدم به کاراش برسه چیه تن تن بزرگ میشی... هر سال چند عکسی چند اتفاقی چند دیدنی چند شنیدنی چند رفتنی چند غمی و اندک لبخند و چند خاطره ای و چند...شاید زندگی همینه... ع ش ق عشق غیر از تاولی پر درد نیست...هر کس این تاول ندارد مرد نیست. با آنکه تو را گرم کند سرد نباش با آنکه تو را شفا دهد درد نباش هیچ کجای عالم بذر جوانمردی نیست رسوای زمانه باش نامرد نباش به درک که چیکار کردم خوب راس میگه هر کی درد و حرف خودشو داره اونم بسه دیگه تو بیا حرفاتو بنویس اینجا برا هیچکس بیان نظر بدن اوا ........ بیخیال بنیس اما واسه خودت خودت هر روز برو بخون یکم به حال الانت مثل من بخند ! چرا هر وقت با کسی بودم سکوت کردم اما برا گوش کردن ولی هر وقت خواستم منم بگم ساکتم کردن دلم از شخص خواصی گرفته نیست از خودم که اینکارو با خودم کردم ... حرفت چیه؟به خدا هیچی فقط با هر کی دردودل خواستم هر وقت خواستم از شر حرفایی که هر روز تو دلم میریختم بگم:سکوت جوابم بود شایداینجا هم نبودم میخوام یه دفتر بگیرم یه خودکار فقط تا آخر خودکار مینویسم پاک نمی کنم فقط مواظبم خوب بنویسم روزی که کسی پیدا شد حرفامو بخونه یه بار خونده میشه بعد همش میره تو ته ته آتیش هر چی که تو دلم بوده دیگه آدم دیگه ایم... اون وقت دیگه از شر دروغ هایی که بخودم گفتم خلاصم از کارایی که کردم پشیمونم اون کارارو میسوزونم بعضی وقتا اینجوری میشم چون پشیمونم از گذشتم کوله باری از کارایی که نمیخواستم ساختم ولی خوب دلیل برا رفتن نیست دلیلی برا نا امیدی نیست من همیشه خوبم همیشه مهربونم همیشه خوشم همیشه با احساسم خوب اینم جزئی از احساساتمه یهو منفجر میشه و اشکایی که تو چشام جم شده میریزه شاید یه کم دلداری میخواسته دلم خسته شدم از اینهمه تکرار دروغ! بعضی وقتا آدما خوب نیستن وقتی میپورسی شاید بکن خوبم تا اونم ناراحت نکنن ولی قصد من ناراحتی کسی نیست هیچوقت نخواستم کسی از دستم دلگیرو ناراحت بشه با دل کسی بازی نکردم ولی دلم پره از کسایی که ساده گیر آورده بودن و راحت ولم کردن. قرار به رفتنه خوب ما هم میریم بی خداحافظی. میرم دونبال خودم... اطلاعات لطفا" خسته ام ، خسته دلم برای دست نوازش سکوت تنگ شده است. چينی نازک تنهايی ام ترک خورده است ، و اين مرا می آزرد. باد می آيد ، باد. سرو حياطمان از سر افسوس سر می جنباند به من. پنجره اتاقم آرام در می زند؛ تق ، تق. دل آسمان هم گرفته است. نيم ساعتی از شب گذشته است؛ عزيزم در اتاقش نيست. همسايهء روبرو چراغش روشن است کاش چراغ دلش هم روشن باشد. دلم قايقی می خواهد مثل همانی که سهراب می خواست بسازد. کاش دلم برای گريه هم بهانه ای سازد. آه ، آه ، آه ؛ يادم است ، آری خوب به خاطر دارم؛ نيمه ء مهر هم همين حال را داشتم شب عجيبی بود. کاش باران ببارد فرقی ندارد ، يا از آسمان يا از ابر چشمان من. سردم شد. باد می تازد ، همچنان نارام گاهی تند و گاهی آرام؛ گويی سخنی دارد پيامی ، حرفی؛ او هم با من می خواند: "روزگاری ست که دل چهرهء مقصود نديده" برخی شکست میخورند برخی سقوط میکنند برخی هرگز برنده نخواهند شد برخی که برای باورهایشان میجنگند و آنان کسانی اند چون منو تو...
خداحافظ نگو وقتی هنوزم می شه بر گردی فعلا"
هر چند دلتنگ شما بودم اما نمیدانم چرا رفتم
فرصت نشد یک بوسۀ گرمی بستانم از روی شما رفتم
آن خانه را و خاطراتش را آخر چرا کردم رها ، رفتم ؟
اینجا اگر چه باغ و بستان است آن خانه بهتر بود تا رفتم
اینجا بسی دلگیرم از وقتی از پیشتان ای بچه ها رفتم
جاده ها دیگر سرانجامی ندارد
خنده ها هم آخرش
رو به تلخی می زند
قلب من اینجا دگر جایی ندارد
نارفيق ازپشت خنجر می زند
قلب من را می درد
عاشقی ام نقطه ی آغاز وپایانی ندارد
چشم هایم ازچرانی خسته شد
دستهایم سرد شد
دوستانم رفته اند
باد دیگر حرف پایانی ندارد...

آمدم تا عشق را معنا... کنم ...بلکه جای خویش را پیدا کنم.
آمدم دیدم که جای لاف نیست...عشق غیر از عین و شین و قاف نیست.

قد من کوتاه بود و دستم به تلفن نمیرسید ولی هر وقت که مادرم با تلفن حرف میزد می ایستادم و گوش میکردم و لذت میبردم
بقیه در.....
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |



